سهم در شرکت

سهم:

میزان مالکیت صاحب سهم در شرکت : سهم چیز عینی و ملموس خارجی نیست بلکه یک حق احتمالی است یعنی اگر شرکت روزی منحل شود و دیون شرکت را بپردازد، نسبت به باقی مانده دارای حق است آن هم به میزان سهامی که دارد.

ورقه سهام : در حکم سند مالکیت سهم است و علت صدور مستقل ورقه سهم برای هر شریک سهولت درنقل و انتقالات بعدی است.

در ورقه سهم مشخص می کنند که این ورقه مربوط به چند سهم است مثلا کسی که ۱۰۰سهم دارد نیازی نیست۱۰۰ ورقه ۱ سهمی، به او بدهند ممکن است یک ورقه 1 سهمی به او بدهند و ممکن است یک ورقه ی 100 سهمی بدهند یا 10 ورقه دو سهمی( فرد خود ورقه های سهام را انتخاب میکند)

سهام ممکن است با نام یا بینام باشد، در سهام بانام، نام صاحب سهم روی ورقه سهم نوشته شده است ولی در سهام بی نام، نام صاحب سهم روی ورقه سهم نوشته نشده است.

سهام با نام و بی نام هر کدام مزایایی دارند، سهام با نام از امنیت بیشتری برخوردار است. چون انتقال سهام با نام باید در دفتر سهام شرکت انجام گیرد. و در صورت گم شدن یا سرقت رفتن خطری صاحب سهم را تهدید نمی کند.

سهام بی نام نقل و انتقال راحت تری را دارد ولی امنیت آن کمتر است. سهم بینام در حکم اسکناس یا چک در وجه حامل است و صاحب آن کسی است که آن را در اختیار دارد به علاوه کسانی که تمایل ندارند نامشان بر سر زبانها بیفتد می توانند سهم بی نام خریداری کنند، همچنین تعیین مالیات برای سهام بی نام تقریباً غیرممکن است زیرا نقل و انتقالات آن مشخص نیست.

در حالیکه (سهام بانام، صاحبان آن کاملاً مشخص است. در اوایل انقلاب دادستان کل کشور طی بخشنامه ای پذیرش سهام بی نام را به صورت غیرقانونی ممنوع کرد.)

سهام ممکن است ممتاز باشد. موسسین معمولاً دارای سهام ممتاز هستند که امتیازات مربوط بر سهام ممتاز را باید مشخص نمایند. علت وجود سهم ممتاز هم فعالیتهای خاص برخی از شرکاء است.

پرداخت سود سهام همه، گاهی با مشکل روبرو می شود.

سوال: آیا شرکت مکلف است به سهامدار اخطاریه دهد سود را دریافت کنند؟

جواب : طبق مقررات ایران خیر، یعنی شرکت مکلف نیست برای فرد حساب باز کند و سود را به حساب او بریزد، یا حتی به او اعلام کند.

سهام ممتاز هم قابل انتقال است و قائم به شخص نیست، و معمولاً با نام است، سهام ممتاز برای شخص خاص صادر می شود ولی قائم به شخص نیست.

ماده ۲۵: ورقه های سهم باید یکنواخت و به صورت چاپی باشد. همچنین دارای شماره ترتیب باشد و حداقل به امضای دو نفر مشخص شده در اساسنامه برسد.

ماده ۲۱: موارد زیر باید در ورقه سهم قید شود:

1 – نام شرکت و شماره ثبت آن.

2 – اگر با نام است نام صاحب آن.

3 – ورقه سهام نماینده چند سهم است.

4 – مبلغ اسمی سهم و مبلغی که پرداخت شده است.

تعیین نوع سهم «بانام یا بینام»

ماده ۲۷:گواهینامه موقت سهم : شرکتها برای اینکه مبلغ اسمی سهم را دریافت کنند و با مشکلی روبرو نشود معمولاً گواهینامه موقت سهم صادرمی کنند و تا زمانی که تمام مبالغ اسمی پرداخت نشود، ورقه سهم صادرنمی کنند. مخصوصاً اگر سهام بینام باشد ممکن است فرد بدون پرداخت کل مبلغ اسمی سهم آن را منتقل نماید.

به همین علت ابتدا گواهینامه موقت سهم صادر می کنند و پس از دریافت كل ارزش اسمی سهم، گواهینامه موقت سهم را مسترد و باطل می کند و ورقه سهم صادر میکنند.

صدورورقه سهم از ابتدا منعی ندارد ولی اگر ورقه سهم به فرد داده نشده باید برای او گواهینامه موقت سهم صادرشود.

ماده ۲۸: در شرکتهای سهامی تشکیل شرکت و ثبت شرکت از هم جداست و همین امر مشکلاتی را ایجاد کرده است. در این ماده مقرر شده است صدور گواهینامه موقت سهم یا ورقه سهم قبل از ثبت شرکت ممنوع است.

علت این است که ممکن است شرکت تشکیل نشود ولی فرد ورقه سهم یا گواهینامه موقت سهم خود را به دیگری منتقل کند و شخص ثالثی در این میان ضرر ببیند.

در صورت ضرر به شخص ثالث، امضاء کنندگان ورقه سهم مسئول این خسارت هستند.

ماده ۲۹: ارزش هر سهم نباید بیش ۱۰۰۰۰ ریال باشد. علت این امر این است که افراد بیشتری و با سرمایه کم هم بتوانند در شرکت سرمایه گذاری کنند. (در شرکتهای سهامی عام) مقررات شرکتهای سهامی عام به گونه ای است تا عده بیشتری در آن بتوانند سرمایه گذاری نمایند.

مشکل مهم در جامعه ما در مورد شرکتهای سهامی و عدم موفقیت آنها دو چیز است:

1 – عدم وجود مدیریت صحیح.

2 – عدم هماهنگی سر مؤسسات دولتی.

ماده ۳۰ : سهم بینام تنها به سهامدارانی داده میشود که تمام مبلغ اسمی سهام را پرداخت کرده اند، اگر سهم بینام بود و همه مبلغ اسمی پرداخت نشده بود باید به سهامداران آن گواهی موقت سهم با نام داده میشود.

پس اگر سهم بینام است تا زمانی که تمامی مبلغ آن پرداخت نشده ورقه سهم صادر نمی شود.

اگر مبلغ اسمی کاملاً پرداخت نشده باشد، گاهی لازم است شرکت برای دریافت مبلغ تعهد شده اقدام قانونی انجام دهد (اقامه دعوا نماید) در این حالت لازم است نام و مشخصات صاحب سهم را داشته باشد.

پس جهت اینکه شرکت بتواند مبلغ اسمی سهم کلاً دریافت کند لازم است نام سهامداران و مشخصات آن را بداند. ولی پس از پرداخت کامل ارزش اسمی سهام دیگر مسئله سرمایه است نه شخص صاحب سرمایه.

ماده ۳۱: در مورد گواهینامه موقت سهم رعایت ماده ۲۰ و ۲۹ لازم است. چاپی و متحدالشکل و … مواد مشخص شده در آن، تعداد سهم و… .

ماده ۳۲: مبلغ اسمی سهام باید مساوی باشد. یعنی بین سهام مختلف شرکت هیچ تبعیضی وجود ندارد به جزسهام ممتاز.

یعنی اگر مبلغ تعهد شده را شرکت مطالبه نماید باید از همه سهامداران به نسبت سهم و به یک میزان مطالبه شود. (اگر 20% پرداخت شده باید بگوید همه ۳۰٪ دیگر پرداخت کنند. نه اینکه عده ای 50% و عده ای دیگر 10% ارزش اسمی را بپردازند.)

ماده ۳۳: با پرداخت ۳۵٪ ارزش اسمی سهام شرکت، شرکت تشکیل می شود ولی سهامداران متعهد می شوند هر زمان شرکت خواست مبلغ پرداخت نشده را بپردازند.

در اساسنامه معین می شود که شرکت به بقیه ارزش اسمی سهام در چه زمانی نیاز دارد. در این زمان مدیران شرکت بقیه ارزش اسمی را مطالبه می نماید.

مدیران می توانند در زمان معین در صورتیکه که شرکت نیاز ندارد، بقیه مبلغ یا بخشی از آن را مطالبه نکنند در این صورت باید طی یک مجمع فوق العاده سرمایه شرکت را کاهش دهد. اگر این اقدام را انجام ذینفع می تواند به دادگاه رجوع کرده و تقاضای کاهش سرمایه نماید، البته فقط این دو راه وجود ندارد بلکه می توانند بقیه ارزش اسمی را مطالبه نمایند.

ماده 34:در شرکتهای سهامی لازم نیست تمامی سرمایه شرکت پرداخت شود تا شرکت شود ولی باید حداقل مقرره در قانون (۳۵٪ مبلغ اسمی سهام) تأسیس شود و چون تبعیضی نباید در میان باشد باید هر سهم 35% آن پرداخت شود.

چون کل مبلغ اسمی سهام تأدیه نشده خریدار سهم نسبت به بقیه مبلغ سهم متعهد است که این تعهد درورقه جداگانه ای نیز قید شده به امضای خریدار سهم می رسد.

کسی که در ابتدا سهامدار شرکت است متعهد به پرداخت است چون سهام شرکتهای سهامی قابلیت نقل وانتقال دارد حتی سهام در زمانی که تمام مبلغ اسمی آن تأدیه نشده قابل انتقال است ولی منتقل اليه قائم مقام سهامدار اولی قرار گرفته و مسئول پرداخت بقیه مبلغ اسمی سهام است.

ماده 35: سهامدارانی که متعهد شده اند اگر به تعهد خود عمل نکنند می توان بر علیه آنها اقامه دعوا کرد ولی دراقامه دعوا هزینه و وقت زیادی تلف می شود. در این ماده مکانیسمی برای دور زدن این راه وجود دارد. یعنی شرکت می تواند سهام را بفروشد و کل مبلغ اسمی را تأدیه نماید. قانونگذار شرکت را قائم مقام صاحب سهم درفروش سهم می داند. این سهم از طریق بورس (اگر در بورس ارائه می شود) و گرنه از طریق مزایده به فروش میرسد.

شرکت می تواند علاوه بر بقیه مبلغ اسمی خسارت تأخیر تأدیه (که امروزه منسوخ شده به جای آن در قانون آ.د.م نرخ تورم تعیین شده که افت ارزش پول میباشد) و سایر هزینه ها را می تواند بگیرد.

این روش برای شرکتهایی است که موفق باشند و سهام آن خریدار داشته باشد و اگر کسی سهام را نخرد این روش فایده ای ندارد و باید به روش عمومی و کلی (اقامه دعوا) اقدام نمود.

ماده 36: فروش سهام باید در روزنامه کثیرالانتشار آگهی شود عمده فعالیتهای شرکت سهامی به علت کثرت اعضاء سهامداران باید آگهی شود.

همچنین باید یک نسخه از آن آگهی با پست سفارشی به سهامداران ارسال شود، اگر تا قبل از تاریخ فروش سهامدار مراجعه کرد بقیه مبلغ اسمی، خسارت تأخیر تأدیه هزینه ها و … را پرداخت نمود فروش متوقف می شود.

اگر سهامدار مراجعه نکرد سهام فروخته میشود و به نام سهامدار جدید سهم جدید یا گواهینامه سهم جدید «المثنی»، صادر می گردد و نام سهامدار قدیم از دفاتر شرکت حذف شده و سهام قبلی ابطال می گردد. درصورتیکه پس از کسر طلب شرکت مبلغی باقی ماند متعلق به سهامدار است و شرکت باید آن را نگهداری کند.

لازم به ذکر است تمامی معاملات مربوط به سهام با نام باید در دفتر شرکت انجام گیرد، بنابراین انتقالات سهام قبلی چون در دفتر شرکت انجام نمی گیرد بدون اعتبار خواهد بود.

ماده ۳۷: اهرم هایی برای الزام سهامداران به پرداخت بقیه مبلغ اسمی:

  • سهامدارانی که این مبلغ را در صورت مطالبه پرداخت نکنند، حق حضور در مجمع عمومی را ندارند وحد نصاب مجمع عمومی هم بدون آنها در نظر گرفته می شود.
  • سود سهام وی به او پرداخت نمیشود.
  • اندوخته قانونی شرکت هم در صورت تقسیم به وی تعلق نمیگیرد و به حالت تعلیق در می آید.
  • از حق رجحان در خرید سهام جدید (که سهامداران قذیمی دارند) محروم است.

ماده ۳۸: اگر سهامدار بدهی خود را پرداخت کرد، محرومیت های قبل لغو می شود و حق حضور و حق رأی درمجمع عمومی را خواهد داشت و می تواند حقوق مالی گذشته را که مشمول مرور زمان نشده مطالبه نماید.

ماده ۳۹: سهم بر دو نوع است: با نام و بینام.

انتقال سهام بی نام، قبض و اقباض است سهم بینام به عنوان «سند در وجه حامل»، شناخته می شود.

یعنی این سهم متعلق به کسی است که سهم در دست اوست. بنابراین برای این سهام اماره تصرف جاری می شود. البته این اماره خلاف پذیر است و مدعی مالکیت سهام باید خلاف آن را ثابت نماید و بار دلیل برعهده اوست. وقتی ورقه سهام بی نام صادر می شود که تمام ارزش اسمی آن پرداخت شده باشد.